گزیده ای از کتاب آداب الصلوة امام خمینی (3)

 

طمأنینه

و از آداب مهمه قلبیه عبادات، خصوصاً عبادات ذکریه، طمأنینه است. و آن عبارت است از آن که شخص سالک، عبادت را از روی سکونت قلب و اطمینان خاطر به جا آورد؛ زیرا که اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل به جا آورد، قلب از آن عبادت منفعل نشود و آثاری از عبادت در ملکوت قلب حاصل نشود و حقیقت عبادت صورت باطنیه قلب نگردد.
و یکی از نکات تکرار عبادات و تکثار اذکار و اوراد آناست که قلب را از آنها تأثیری حاصل آید و انفعالی رخ ده تا کم کم حقیقت ذکر و عبادت، تشکیل باطن ذات سالک را دهد و قلبش با روح عبادت متحد گردد. و تا قلب را اطمینان و سکونت و طمأنینه و وقار نبود، اذکار و نسک را ر آن تأثیری نیست و از حد ظاهر و ملک بدن، به ملکوت باطن نفس سرایت ننماید و حظوظ قلبی از حقیقت عبادت ادا نشود؛ و این خود از مطالب واضحه است که محتاج به بیان نیست و با اندک تأمل معلوم شود.
واگر عبادتی چنین باشد که قلب را از آن به هیچ وجه خبری نبودو از آن آثاری در باطن پیدا نشود، در عوالم دیگر محفوظ نماند و از نشئه ملک به نشئه ملکوت بالا نرود؛ و ممکن است در وقت شدائد مرض موت و سکرات هولناک موت و اهوال و مصیبات پس از موت، خدای نخواسته صورت آن بکلی از صفحه قلب محو و نابود شود و انسان با دست خالی در پیشگاه مقدس حق برود.
مثلاً اگر کسی ذکر شریف ل اله الا الله، محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را با سکونت قلبو اطمینان دل بگوی و قلب را به این ذکر شریف تعلیم دهد، کم کم زبان قلب گویا شود و زبان ظاهر، تابع قلب شود و اول قلب ذاکر گردد و پس از آن لسان. واشاره بهاین معنی فرموده، جناب صادق (علیه السلام) به حسب روایت مصباح الشریعه، قال:
فاجعل قلبک قبله للسانک، لا تحرکه الا باشاره القلب و موافقه العقل ورضی الامیان(5).
در اول امر که زبان قلب گویا نشده، سالک راه آخرت باید آن را تعلیم ده و با طمأنینه و سکونت، ذکر را به آن القا کند؛ همین که زبان قلب باز شد، قلب قبله لسان و سایر اعضاء شود، و با ذکر آن همه مملک وجود انسانی ذاکر گردد.
و اما اگر این ذکر شریف را بی سکونت قلب و طمأنینه آن و با عجله و اضطراب و اختلال حواس گفت، از آن در قلب اثری حاصل نشود و از حد زبان گو حیوان ظاهری به باطن و سمع انسانی نرسد و حقیقت آن در باطن قلب محقق نشود و صورت کمالیه قلب نگردد که ممکن الزوال نباشد.
پس تاگراهوال و شدائدی دست دهد، خصوصاً مثل اهوال و سکرات موت و شدائد نزع روح انسانی، بکلی آنذکر را فراموش کند واز صفحه دل آن ذکر شریف محو شود، بلکه اسم حق تعالی و رسول ختمی (صلی الله علیه و آله و سلم) و دین شریف اسلام و کتاب مقدس الهی و ائمه هدی (علیهم السلام) و سایر معارف را که به قلب نرسانده فراموش کند و در وقت سؤال قبر جوابی نتواند دهد؛ تلقین را نیز به حال او فایده ای نباشد؛ زیرا که در خود از حقیقت ربوبیت و رسالت و دیگر معارف اثری نمی بیند؛ و آنچه به لقلقه لسان گفته بود و در قلب صورت نگرفته بود از خاطرش محو شود و او را نصیبی از شهادت به ربوبیت و رسالت و دگر معارف نخواهد بود.
در حدیث است که کسی که قرآن را در جوانی بخواند، قرآن با گوشت و خونش مختلط شود(6). و نکته آن، آن است که در جوانی اشتغال قلب و کدورت آن کمتر است، از این جهت قلب از آن بیتشر و زودتر متأثر شود و اثر آن نیز بیشتر باقی ماند.
و در حدیث شریف است که هیچ چیز پیش خدای تعالی محبوب تر نیست از عملی که مداومت بر آن شود، گرچه آن عمل کم باشد(7). و شاید نکته بزرگ آن، آن باشد که عمل، صورتی باطنیه قلب شود؛ چنانچه ذکر شد.

گزیده ای از کتاب آداب الصلوة امام خمینی


(5) قلب خود را قبله زبانت قرار ده؛ جز با اشاره قلب و موافقت قل و رضای ایمان زبان مجنبان. مصباح الشریعه، باب 5 (فی الذکر). مستدرک الوسائل، کتاب الصلوه تابواب الذکر، باب النوادر، حدیث 2.
(6) اصول کافی، ج 4، ص 405، کتاب فضل القرآن، باب فضل حامل القرآن، حدیث 4.
(7) اصول کافی، ج 3، ص 137، کتاب الایمان و الکفر، باب الاقتصاد فی العباده، حدیث 2.

 

 

 

 

 

JoomShaper