گزیده ای از کتاب آداب الصلوة امام خمینی (2)

خشوع

یکی از اموری که از برای سالک در جمیع عبادت، خصوصاً نماز - که سر آمد همه عبادات است و مقام جامعیت دارد - لازم است، خشوع است. و حقیقت آن عبارت است از خضوع تام ممزوج با حب یا خوف. و آن حاصل شود از ادراک عظمت و سطوت و هیبت جمال و جلال، و تفصیل این اجمال آن است که قلوب اهل سلوک به حسب جبلت و فطرت مختلف است.
پاره ای از قلوب، عشقی و از مظاهر جمالند و به حسب فطرت متوجه به حمال محبوب هستند؛ و چون در سلوک ادارک ظل جمیل یا مشاهده اصل جمال کنند، عظمت مختفیه در سر جمال آنها را محو کند و از خود بی خود نماید. چون در هر جمالی جلالی مختفی و در هر جلالی جمالی مستور است پس، هیبت و عظمت و سطوت جمال، آنها را فرو گیرد و حالت خشوع در مقابل جمال محبوب برای آنها دست دهد. و این حالت در اوائل امر موجب تزلزل قلب و اضطراب شود، و پس از تمکین حالت انس رخ ده و وحشت و اضطراب حاصل از عظمت و سطوت، مبدل به انس و سکینه شود و حالت طمانینه دست دهد؛ چنانچه حالت قلب خلیل الرحمن (علیه السلام) چنین بوده.
و پاره ای از قلوب، خوفی و از مظاهر جلالند. آنها همیشه ادراک عظمت و کبریا و جلال کنند و خشوع آنها خوفی باشد؛ و تجلیات اسماء قهریه و جلالیه بر قلوب آنها شود؛ چنانچه حضرت یحیی - علی نبینا و آله و علیه السلام - چنین بوده. پس خشوع، گاهی ممزوج با حب است و گاهی ممزوج با خوف و وحشت است، گرچه در هر حبی وحشتی و در هر خوفی حبی است.
و مراتب خشوع به حسب مراتب ادراک عظمت و جلال و حسن و جمال است. و چون امثال ماها با این جال از نور مشاهدات محرومیم، ناچار بایددر صدد تحصیل خشوع از طریق علم یا ایمان بر آییم. قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون(1). خشوع در نماز را از حدود و علائم ایمان قرار اده؛ پس هر کس در نماز خاشع نباشد، به حسب فرموده ذات مقدس حق از زمره اهل ایمان خارج است و نمازهای ماها که مشفوع با خشوع نیست از نقصان ایمان یا فقدان آن است. و چون اعتقاد و علم غیر از ایمان است، از این جهت این علمی که به حق و اسماء و صفات او و سایر معارف الهیه در ما پیدا می شود غیر از ایمان است.
شیطان به شهادت ذات مقدس حق علم به مبدأ و معاد دارد، مع ذلک کافر است؛ خلقتنی من نار و خلقته من طین(2) گوید، پس حق تعالی و خالفیت او را مقر است؛ انظرنی الی یوم یبعثون(3) گوید، پس معاد را معتقد است؛ علم به کتب و رسل و ملائکه دارد، با این وصف خداوند او را کافر خطاب کرده و از زمره مؤمنین خارج فرموده.
پس اهل علم و ایمان از هم ممتازند، هر اهل اعلمی اهل ایمان نیست.
پس باید، پس از سلوک علمی خود را در سلک مؤمنین داخل کند و عظمت و جلال و بهاء و جمال حق - جلت عظمته - را به قلب برساند تا قلب خاشع شود، و الا مجرد علم، خشوع نمی آورد؛ چنانچه می بینید در خودتان که با اعتقاد به مبدأ و معاد و اعتقاد به عظمت و جلال حق، قلب شما خاشع نیست.
سالک طریق آخرت - خصوصاً با قدم معراف صلوتی - لازماست قلب خود را با نور علم و ایمان خاشع کند و این رقیقه الهیه وبارقه رحمانیه را در قلب، هر اندازه ممکن است متمکن نماید بلکه بتواند در تمام نماز حفظ اینحالت را بنماید. و حالت تمکن و استقرار در اول امر گرچه برای امثال ماها قدری صعب و مشکل است ولی با قدری ممارست و ارتیاض قلب، امری است بسی ممکن.
عزیزم! تحصیل کمال و زاد آخرت، طلب و جدیت می خواهد و هر چه مطلوب بزرگتر باشد جدیت در راه آن سزاوارتر است؛ البته معراف قرب الهی و مقام تقرب جوار رب العزه با این حال سستی و فتور و سهل انگاری سدت ندهد؛ مردانه باید قیام کرد تا به مطلوب رسید.
شما که ایمان به آخرت دارید، و آن نشئه را نسبت به این نشئه طرف قیاس نمی دانید چه در جانب سعادت و کمال یا در جانب شقاوت و وبال. چه که آن نشئه عالم ابدی دائم است که موت و فناناپذیر است، سعیدش در راحت وعزت و نعمت همیشه ایست آنهم راحتی که در این عالم شبیه ندارد، عزت و سلطنتی الهی که در این نشئه نظیر ندارد، نعمتهایی که رد متخیله کسی مخطور ننموده است.
و همینطور در جانب شقاوت آن که عذاب و نقمت و وبلش در این عالم نظیر و مثل ندارد و راه وصول به سعادت، اطاعت رب العزه است. و در بین اطاعات و عبادات هیچ یک به مرتبه این نماز که معجونی است جماع الهی که متکفل سعادت بشر است و قبولی آن موجب قبولی جمیع اعمال است نمی باشد، پس باید در طلب آن جدیت تام نمایید و از کوشش مضایقه نکنید و در راه آن تحمل مشاق نمایید، با آنکه مشقت هم ندارد. بلکه اگر چندی مواظبت کنید و انس قلبی حاصل شود، در همین عالم از مناجات با حق لذت ها می برید که با هیچ یک از لذات این عالم طرف نسبت نیست؛ چنانچه از مطالعه احوال اهل مناجات با حق، این مطلب روشن شود.

گزیده ای از کتاب آداب الصلوة امام خمینی


1) همانا رستگار شدند مؤمنانی که در نمازشان خاشع اند. سوره مؤمنون (23): آیات 1 و 2.
2) مرا از آتش و او را از گل آفریده ای. سوره اعرف (7)، آیه 12.
3) مرا تا روزی که برانگیخته شوند مهلت ده. سوره اعراف (7): آیه 14.

 

 

 

JoomShaper