گوشه ای از بیانات آیت الله هاشمی تبریزی در اهمیت نماز جماعت در مسجد

گوشه ای از بیانات آیت الله هاشمی تبریزی در اهمیت نماز جماعت در مسجد

 

 

 

 

بیانات آیت الله هاشمی تبریزی در عید مبعث

به مناسبت مبعث رسول اکرم (ص)

 

پیامبر بزرگ اسلام  که چهل سال تمام از عمر وی سپری می شد، در بیست و هفتم رجب از طرف پروردگار متعال به پیامبری مبعوث شدند.

مسعودی می نویسد: در سال بیستم پادشاهی خسرو پرویز در ایران بوده است که جبریل بفرمان خدا با نوشته ای از دیبا نازل شد گفت بخوان! بی شک روبرو شدن با فرشته خداوند آمادگی خاصّی لازم دارد تا روح نیرومند نباشد، تاب تحمل بار نبوّت و ملاقات با جبرئیل را نخواهد داشت؛ محمد (ص) این آمادگی را با عبادت های طولانی و با تفضّل الهی و ریاضت های زیاد در غار حرا بدست آورده بود. بی شک پیامبر آخر الزمان از هر نظر لیاقت و برتری خود را بر سایر انبیاء بدست آورده بوده است، قرآن بصراحت می گوید: یحیی نبی، ای یحیی خُذِ الکِتابَ بِقُوَّةٍ و اتَیناهُ الحُکمَ صَبِیتّاً( مریم 12 )

حضرت عیسی در گهواره پاسخ پرسش های مردم را می دهد، عیسی با کمال فصاحت و متانت آنان را با جمله های زیر مخاطب می سازد:

قال إِنّی عَبدُ اللهِ اتاِنیَ الکِتابَ وَ جَعَلَنی نَبیّاً وَ جَعَلَنی مُبارَکاً أَینَ ما کُنتُ وَ اَوصانی بِالصَّلوةِ وَ الزَّکوةِ مادُمتُ حَیّاً ( مریم 30 )

اصول دین و فروع دین خود را در دوران کودکی و شیرخوارگی برای مردم روشن می سازد و بندگی و پیروی خود را از آئین خداپرستی به رُخ مردم می کشد

حالا وجدان خود را گواه بگیرید که جائی که یحیی و عیسی (ع) از دوران صباوت و شیر خوارگی از صمیم دل مؤمن باشند و ندای فطرت خود را بر زبان جاری سازند آیا می توان گفت:

یگانه رهبر جهانیان تا قیام قیامت و شریف ترین مردم جهان خاتم أنبیاء و افضل آنها تا چهل سالگی دارای ایمان نبوده است در حالیکه او سالها در کوه حرا مشغول عبادت بوده و در هنگام نزول وحی نیز در کوه حرا مشغول راز و نیاز بوده است، وقتی ندا داد إقرأ: از آنجایی که اُمّی بود درس نخوانده بود پاسخ داد من توانائی خواندن ندارم پس مرا چنان فشرد که پنداشتم حال مرگ است سپس مرا رها کرد و گفت: بخوان باز همان جواب را شنید فرشته وحی بار دیگر او را بشدت فشار داد این عمل سه بار انجام گرفت پس از فشار سوم گفتم: چه بخوانم؟

در خود احساس کرد که لوحی که در دست فرشته است را می تواند بخواند در آن موقع آیاتی را که در حقیقت کتاب سعادت انسانهای روی زمین بشمار می رفت خواند:

إقرأ باسم رَبِکَّ الَّذی خلق، خلق الإنسان من علق، إقرأ و رّبک الأکرم الذّی علّم بالقلم، علّم الإنسان ما لم یعلم

پس مرا رها کرد و از نزد من بازگشت گوئی این آیات چون نوشته ای به درستی در دل من نقش بسته بود، پس بیرون آمدم و آنگاه در میان کوه رسیدم آوازی از آسمان شنیدم که می گفت: ای محّمد تو پیامبر خدایی و من جبرئیلم، سرم را به آسمان برداشتم و نگریستم ناگاه جبرئیل را در صورت مردی که پاهای خود را در کران آسمان استوار ساخته بود دیدم که می گفت:

ای محمد تو پیامبر خدائی و من جبرئیل هستم

ایستادم، و نگریستم بر جای ماندم نه جلو رفتم و نه عقب برگشتم تا اینکه خدیجه کسانی را دنبال من فرستاد و به بالای مکّه رسیدند و باهم بازگشتند و منهم به خانه ام نزد خدیجه آمدم و با مهربانی نزدیک او نشستم، جریان را به خدیجه گفتم، گفت:

ای پسر عمو شادمان و ثابت قدم باش سوگند به کسی که جان خدیجه در دست اوست که امیدوارم تو پیامبر این امّت باشی.

پیامبر دعوت خود را آغاز کرد، همسرش خدیجه دختر خویلد ایمان آورد در همین محیط خانوادگی علی ابن ابیطالب (ع) پیش از همه مردان ایمان آورد و با وی نماز خواند سپس زید ابن حارثه ایمان آورد.

عفیف کندی می گوید: به مکّه رفتم  خرید بکنم نزد عباس ابن عبدالمطلب رفتم هر دو با هم خرید و فروش داشتیم خورشید از آسمان درآمد و به زوال رسید ناگهان جوانی آمد و دیده به آسمان دوخت و سپس رو به کعبه ایستاد و اندکی بعد پسری رسید دست راست وی ایستاد طولی نکشید زنی آمد و پشت سر آن دو ایستاد، پس جوان بر رکوع رفت و آن پسر و زن هم رکوع کردند چون سر از رکوع برداشت به سجده رفت، به عباس گفتم:

هذا امرٌ عظیم، گفت آری امرٌ عظیم

گفت: این پسر برادرم محمّد ابن عبدالله (ص) است آنهم علی برادرزاده من است آنهم خدیجه دختر خویلد است او می گوید: پروردگار آسمان و زمین او را به این دنیا که آورده مأمور ساخته است بخدا بغیر از این سه نفر اَحدی بر این دین نیست.

ابن اکثیر می نویسد: جعفر ابن ابیطالب بعد از برادرش علی (ع) اسلام آورد.

روایت شده است که روزی جناب ابوطالب رسول خدا را دید که با علی (ع) نماز می خوانند، رسول خدا ایستاده و علی پهلوی راست او ایستاده پس به جعفر فرمود:

صَلِّ جناحَ إبن عمکّ و صَلِّ عَن یَسارِه

با نزول آیه های : فَاصدَع بِما تُؤمَرُ و أعرِض عَنِ المُشرِکین، إِنّا کَفَیناکَ المُستَهزِئین ( حجر: 94، 95 )

و در ابطح بپا خواست و گفت:

منم رسول خدا شما را به عبادت خدای یگانه و ترک عبادت بتهائی را که نه سود دارند و نه ضرر و نه می آفرینند و نه روزی می دهند و نه می میرانند دعوت می کنم

وبا صدایی بلند فریاد زد مردم ...

قولو لا اِلهَ اِلَّالله تفلحوا

اینجانب مبعث پیامبر بزرگ اسلام را به همه جهانیان و مسلمین و شیعیان تبریک عرض نموده و امیدوارم با عمل کردن به دستوراتش سعادت دنیا و آخرت را بدست بیاورید

والسلام

سید فتاح هاشمی تبریزی

 

 

مقالات دیگر...

صفحه4 از7

JoomShaper