تفسیر سوره ی حجرات (بخش 2)

از این پس بخش هایی از تفسیر قرآن کریم به قلم و گفتار حضرت آیت الله هاشمی تبریزی به صورت تصویر  قرار داده خواهد شد.

اولین سوره تفسیر شده و آماده ارائه سوره حجرات می باشد که سوره ای با مفاهیم غنی اجتماعی و تربیتی است و می تواند در زندگی امروز ما بسیار کارا واقع گردد.

این سوره 18 آیه دارد و مدنی است.

 ان شاء الله مورد توجه مخاطبین قرار گیرد و بهره کافی را از این تفسیر نفیس کلام الله مجید ببرند.


 تفسیر سورة حجرات (بخش2)

 

اثبات عصمت پيامبر به‌عنوان قانونگذار

طبق آية هفتم اين سوره عصمت پيامبر که از ويژگي‌هاي يک قانونگذار است، به اثبات مي‌رسد. خداوند در اين آيه مي‌فرمايد:

 «وَاعْلَمُوا أَنَّ فِیکمْ رَ‌سُولَ اللَّـهِ لَوْ یطِیعُکمْ فِی کثِیرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ»
(رسول‌خدا در ميانِ شماست، اگر او در بسياري از امور، از سخن شما تبعيت کند، شما به زحمت خواهيد افتاد).

 لذا افراد بايد دستورات رسول‌خدا را بپذيرند و از ايشان جلوتر نزنند. به‌عنوان‌مثال، در جنگ احد، پيامبر به سردستة گروه تيراندازان گوشزد مي‌کند، مراقب باشند تا دشمن از پشتِ‌سر حمله نکند و تأکيد مي‌کنند که چه جنگ به سود ما و چه به زيان ما پيش رود، از جايِ خود حرکت نکنند[1]. ولي پس از پيروزي ابتدايي سپاه اسلام، اين گروه به طمع جمع‌آوري غنائم از فرمان رسول خدا (ص) سرپيچي مي‌کنند و سبب مي‌شوند سواره‌نظامِ دشمن، به‌سرکردگي خالدبن‌وليد، به‌طورِ ناگهاني از پشتِ‌سر به پيامبر حمله کنند و مسلمانان را شکست دهند. در اين‌جنگ، در يک چشم‌به‌هم‌زدن هفتاد نفر از قشون پيامبر ازجمله حمزه و مصعب‌بن‌عمير به شهادت مي‌رسند و پيغمبر زخم برمي‌دارد (المغازي واقدي، ج 1: ص 225؛ طبقات‌الکبري، ج 2: ص 40؛ السيرة النبوية ابن‌هشام، ج 3: ص 127؛ شهيدي، 1369: 81)؛ بنابراين، سرپيچي از فرمان پيامبر و عدم اطاعت از ايشان (که مصون از خطاست) در جنگ احد، سبب شکست سپاه اسلام و به شهادت رسيدن يارانشان شد.



[1]. کلام پيامبر (ص) خطاب به فرمانده تيراندازان: انضح عنا الخيل بالنيل لايأتونا من خلقنا إن کانت لنا أو علينا فاثبت مکانک لانؤتين من قبلک. البدايه والنهايه ج 4 ص 14

 

 

 

تفسیر سوره ی حجرات (بخش 1)

 

از این پس بخش هایی از تفسیر قرآن کریم به قلم و گفتار حضرت آیت الله هاشمی تبریزی به صورت تصویر  قرار داده خواهد شد.

اولین سوره تفسیر شده و آماده ارائه سوره حجرات می باشد که سوره ای با مفاهیم غنی اجتماعی و تربیتی است و می تواند در زندگی امروز ما بسیار کارا واقع گردد.

این سوره 18 آیه دارد و مدنی است.

 ان شاء الله مورد توجه مخاطبین قرار گیرد و بهره کافی را از این تفسیر نفیس کلام الله مجید ببرند.


 

سورة حجرات

اين سوره هجده آيه دارد و در مدينه نازل‌شده است[1].

 

چگونگي تشخيص مکّي و مدني بودن آيات قرآن

 دو راه براي تشخيص مکي (آياتي که در مکه نازل‌شده است) و مدني بودن (آياتي که در مدينه نازل‌شده است) آيات قرآن وجود دارد:

راه اول، ازطريقِ روايات است؛

به‌عنوان‌مثال، در روايتي از ابن‌سلمه سورة مدثر اولين (صحيح مسلم، ج 1: ص 99)[2] و در روايتي از امام صادق (ع) سورة نصر آخرين سوره اي است که بر پيامبر نازل‌شده است. (البته سوره نصرآخرين سوره اي است که به طورکامل برپيامبرنازل‌شده وسوره برائت آخرين سوره به اعتبار آغاز آن است.) (اصول کافي، ج 2: 628).

راهِ ديگر، توجه به مضمون آيات است. آيات مربوط به مسائل اصولي واعتقادي ازجمله خداشناسي، نبوت، معاد و تجديد حيات در مکه نازل‌شده است؛ زيرا مخاطب خداوند در اين آيات، مشرکين و بت‌پرستان بوده‌اند و اهلِ کتاب (يهودي و نصراني) در مکه نبوده يا اگر بوده‌اند، در اقليت قرار داشته‌اند. به‌عنوان‌مثال، آيات سورة توحيد و آياتي که در آن‌ها شرک و مشرکين مذمت شده‌اند، به خداشناسي مربوط است که اين نشان‌دهندة مکي بودن اين آيات مي‌باشد. يا آياتي که دربارة شرح عاقبت مخالفان انبياي پيشين (ازجمله قوم عاد، ثمود، لوط و يونس) و نسبت‌هاي ناروايي که مشرکان به پيامبر مي‌زدند (از جمله اينکه پيامبر را ديوانه و دروغگو خطاب مي‌کردند) سخن مي‌گويد، به نبوت مرتبط است که اين مطلب مکي بودن اين آيات را مي‌رساند[3].

 

مدني بودن اين سوره

بسیاری از آیاتی که در مکّه نازل شده است راجع به معاد است؛ زيرا در محيط مدينه کسي مشرک نبود[4]؛ اهالي مدينه را يهوديان (پيروان حضرت موسي) و نصرانيان (پيروان حضرت عيسي) و مسلماناني را شامل مي‌شدند که در مکه و مدينه مسلمان شده بودند؛ به‌عبارت‌ديگر، راهِ ديگر تشخيص مکي و مدني بودن آيات قرآن علامت ابتدايي آن‌ها است؛ به‌عنوان‌مثال، آياتي که خطاب به ايمان‌آورندگان است و با «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ» آغاز مي‌شود، مدني است و همچنين آيات ديگري از قرآن ازجمله آيات مربوط به نماز، روزه، حج، جهاد، زکات، اخلاقيات، مبارزه با دروغ، مبارزه با غيبت، مبارزه با عيوبات زباني، مبارزه با مفاسد ديداري و شنيداري در مدينه نازل‌شده است. خطاب‌هاي «یا اَیُّهَاالذینَ امَنُوا» در اين سوره نيز، نشان‌دهندة مدني بودن آن مي‌باشد[5] (مخاطبان اين آيات مؤمنين مدينه بودند[6]). اين سوره شامل تعداد زيادي اصل اخلاقي، فارغ از مباحثي در باب خدا، پيغمبر، شرک و امثال اين موارد است.

 

علت نامگذاري سوره

نام اين سوره از آيه چهار آن گرفته شده، علت نامگذاري اين سوره به «حجرات» [جمع حجره (اتاق)] به‌اين‌دليل است که پيامبر (ص) در جوار مسجد، دو اتاق (که سقفش با چوب درخت خرما پوشيده شده بود) داشتند؛ در يکي از حجره‌ها، فاطمة زهرا (س) و اميرالمؤمنين (ع) و در حجره‌هاي ديگر، پيامبر (ص) و همسران ديگرشان زندگي مي‌کردند. حجره‌هاي مسلمانان ديگر نيز در اطراف مسجد بود و به مسجد راه داشت؛ ولي پس از مدتي پيامبر (ص) به دستور خداوند امر کردند: به‌جز خانة خودشان و فاطمه (س)، تمامي درها به مسجد بسته شود (کافي، ج 5: ص 340).

یا اَیُّهَاالذینَ امَنُوا لاتُقَدمُوا بَینَ یَدَیِ اللّهِ ورَسُولِه وَ اتَقُوا اللّهَ اِنَّ اللّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ

شأن‌نزول

آية مذکور به مقدس‌مآباني اشاره دارد که در امور ديني افراط و جلوتر از خدا و پيغمبر حرکت مي‌کنند. درحقيقت، خداوند در اين آيه يکي از اصول تربيتي جوانان اسلامي را بيان مي‌کند.

از امام صادق (ع) نقل شده است که:

 در ايام ماه مبارک رمضان، پيامبر به‌قصد فتحِ مکه همراه يارانشان از مدينه خارج مي‌شوند. هنگامي‌که به کراع‌الغميم[7] مي‌رسند، از اصحاب تقاضا مي‌کنند برايشان آب بياورند. حضرت آب را مي‌آشامند و افطار مي‌کنند. ياران نيز به تبعيت از رسول‌الله افطار مي‌کنند. شخصي نزد رسول‌الله مي‌آيد و مي‌گويد: يا رسول‌الله! هنوز عده‌اي روزه هستند. حضرت از روزه‌داران علت افطار نکردن روزه‌هايشان را جويا مي‌شود. ايشان مي‌گويند: اي رسول‌خدا! خواستيم درحالي‌که روزه هستيم، به جهاد برويم. حضرت اين‌آيه را براي ايشان مي‌خوانند:

«لاتُقَدمُوا بَینَ یَدَیِ اللّهِ ورَسُولِه» (از خدا و پيغمبرش پيشي نگيريد). اين گروه را در تاريخ اسلام «عصاة» مي‌نامند (الکافي، ج 4: ص 127؛ دعائم الإسلام، ج 1: ص 276؛ من لايحضره الفقيه، ج 1: ص 435؛ إعلام الوري، ج 1: ص 219)؛ بنابراين، افراط در دين و پيشي گرفتن از پيامبر خدا مقدس‌مآبي است.

 

پيشي نگرفتن از خدا و رسولش

مقصود از پيشي نگرفتن[8] از خدا و رسول در اين آيه، قانونگذاري نکردن در برابر قانونِ خداوند است (سخنان خدا و رسولش قانون است). به‌عبارت‌ديگر، وضع‌کنندة قانون بايد عالم سرّ و خفيات و خالقِ مخلوقات باشد. همان‌طورکه افراد براي درمانِ بيماري نزد کسي مي‌روند که در آن‌زمينه تخصص داشته باشد، قانونگذاري نيز بايد ازجانبِ يک انسان‌شناس صورت بگيرد و آن کسي جز خداوند و خالق انسان نيست؛ زيرا اوست که ما را خلق کرده و به تماميِ نيازهاي ما آگاه است. به‌علاوه، قانونگذار بايد ازطرف خدا از خطا و گناه مصون باشد؛ زيرا اگر مصون نباشد، قانون را به‌نفعِ خويش وضع مي‌کند؛ همانند ابوهريره[9] که براي نفع شخصي، کلام جعلي‌ را به پيامبر نسبت مي‌دهد. ماجرا بدين قرار است که فردي به‌سبب شنيدن خبر نايابي پياز در مکه، تمام مال‌التجارة خود را پياز مي‌خرد و آن‌ها را به مکه مي‌آورد تا بفروشد. اجناس او در حالِ از بين رفتن بود و هيچ‌کس از او پيازي نمي‌خريد. آن‌شخص نزد ابوهريره (که در آن‌موقع حاکم مکه بود) مي‌رود و از او مي‌خواهد به او کمک کند. ابوهريره در روز جمعه، در ازاي پول گرفتن از آن شخص سخني به رسول‌الله نسبت مي‌دهد. کلامي مبني‌براينکه «هرکس پياز مکّه را در مکّه بخورد، بهشت بر او واجب است.» مردم هنگامي‌که اين کلام را از زبان ابوهريره مي‌شنوند، ازدحام مي‌کنند و ظرفِ مدت کوتاهي تمامي پيازها به فروش مي‌رسد؛ بنابراين، واضح است که شخصي مانند ابوهريره شايستگي قانون‌گذاري ندارد، زيرا مصون از گناه و خطا نيست.



[1]. عبدالله بن عباس (از شاگردان اميرالمؤمنين) بر اين عقيده بود که آية 13 اين سوره در مکه نازل‌شده، زيرا با خطاب «يا ايها الناس» آغازشده است؛ البته آية 21 سوره بقره باوجوداين خطاب مدني است و ناقض اين مطلب است (ترجمه التمهيد في علوم القرآن، ص 285)...

 

[2]. چنان‌که از امام صادق (ع) روايت‌شده، اولين آياتي که بر رسول خدا (ص) نازل‌شده، ايات ابتداي سورة علق است (عيون اخبارالرضا، ج 2: ص 6؛ الکافي، ج 2: ص 629). پس از دورة انقطاع وحي، آياتي از ابتداي سورة مدثر نازل شد و روايت ابن سلمه مي‌تواند به اولين آياتي اشاره کند که پس از دورة انقطاع وحي بر پيامبر نازل‌شده است (صحيح مسلم، ج 1: ص 98؛ صحيح بخاري، ج 1: ص 4) اما سوره فاتحه نخستين سوره‌اي که به‌صورت کامل و به‌عنوان سوره‌اي از کتاب آسماني مسلمان‌ها نازل شده است.

 

[3]. هنگامي‌که پيامبر در بابِ يگانگي خداوند سخن مي‌گفتند، او را دروغ‌گو خطاب مي‌کردند. يا در پاسخ به تقاضاي پيامبر مبني بر نپرستيدن بت‌هاي جاهلي [لات و هبل و عزّي]، مي‌گفتند: همانطورکه خداي بزرگ، ما را آفريده است، اين‌ها نيز خدايان کوچکي هستند که نان و آب ما را تأمين مي‌کنند و اگر به آن‌ها توهين کني، رويِ تو را سياه خواهند کرد (در رابطه با تهديد مشرکين نسبت به آزار رساندن بت‌ها به پيامبر (ص) به اين منابع رجوع شود: تفسير التبيان شيخ طوسي، ج 9: 28؛ تفسير کشاف زمخشري، ج 4: 129؛ تفسير الدر المنثور في التفسيرالمأثور، ج 7: 229؛ تفسير روح البيان، 1421، ج 8: 150؛ تفسير قرطبي، ج 15: 258).

 

[4]. در فرهنگ قرآن يهوديان و نصرانيان هم مشرک محسوب مي شوند ولي منظور از مشرک در عبارت متن مشرکان بت پرست مي باشد.

 

[5]. برخي از سوره‌ها داراي يک بخش مکي و يک بخش مدني هستند؛ اما سوره‌هايي که تمام آياتش مکي يا مدني باشد، اندک است؛ به‌عنوان‌مثال، تمامي آيه‌هاي سوره احزاب و نصر، مدني هستند.

 

[6]. درمورد معيار تعيين مکي و مدني بودن سه ديدگاه مشهور وجود دارد: الف. هجرت پيامبر و رسيدن حضرت به مدينة منوره است؛ بنابراين، آنچه پيش از هجرت يا در بين راه و قبل از رسيدن به مدينه نازل شده مکي و آنچه پس از آن، مدني است. ب. آنچه در مکه و اطراف آن (هرچند پس از هجرت) نازل شده، مکي و آنچه در مدينه و پيرامون آن نازل شده، مدني است. آنچه بيرون از دو شهر و دور از آن‌ها نازل شده، نه مکي و نه مدني مي‌باشد. ج. آنچه خطاب به اهل مکه است، مکي و آنچه خطاب به اهل مدينه است، مدني مي‌باشد. ابن مسعود مي‌گويد: هر آنچه در آن خطاب «يا ايها الناس» است، مکي و هر آنچه خطاب «يا ايها الذين آمنوا» دارد، مدني است. از بين اين سه معيار، معيار نخست قابل پذيرش است و همين معيار ديدگاه مشهور است (التمهيد في علوم القرآن، ج 1: صص 181- 183).

 

[7]. کراع الغميم نام کوهي است که تقريباً سيزده فرسخ از شهر مکه فاصله دارد.

 

[8]. اميرالمؤمنين، علي (ع)، در خطبة 97 نهج‌البلاغه دربارة ضرورت اطاعت از اهل‌بيت پيامبر (ص) مي‌فرمايند: «و لاتسبقوهم فتضلّوا و لاتتأخّروا عنهم فتهلکوا.» (از آنان پيشي نگيريد که گمراه مي‌شويد و از آنان عقب نمانيد که نابود مي‌شويد).

 

[9]. وجه تسمية «ابوهريره» (پدر بچه‌گربه) به اين سبب بود که او همواره زير عبايش بچه‌گربه‌اي داشت تا آنجا که بچه‌گربه‌اش را به مسجد نيز مي‌برد.

 

 

 

 

 

جوانان و عبادت

جوانان و عبادت

قال رسول‌الله (ص) :إنَ العبد لا تزول قدماه یوم القیامة حتّی یُسأل عَن عمره فیما اَفناه و عن شبابه فیما أبلاه

در قیامت هیچ بنده‌ای قدم از قدم برنمی‌دارد تا به این پرسش ما جواب دهد، اول: عمرش را در چه‌کاری بکار برده است؟

دوم: جوانی‌اش را در چه راهی تمام کرده است؟

همچنین از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است که: شیئان لا یعرف فضلهما الّا مَن فَقَدَ هما، الشباب و العافیة

دو چیز است قدر و قیمتشان را نمی‌شناسد مگر کسی که آن دو را ازدست‌داده باشد ، یکی جوانی است و دیگری سلامتی، تندرستی و عافیت.

آئین مقدّس اسلام توجه مخصوصی به نسل جوان داشته است، جوانان را ازهرجهت (اخلاقی، اجتماعی، روانی و تربیتی) تحت مراقبت قرارداده است و در تمامی خانواده‌ها بین تمام ملل و اقوام، جوانی موردتوجه مخصوص بوده است.

ایام جوانی رسیدن به مرتفع‌ترین و عالی‌ترین منازل زندگی است روح جوان لبریز از آمال و آرزو و سرشار از عشق و امید است و انسان در هر موقعیتی به هر آنچه از مادیات و معنویات بخواهد، برسد؛ در جوانی میسر است بزرگان و اساتید ما در حوزه‌ها بما توصیه می‌کردند که به هر مقامی که می‌خواهید برسید، از مقام عالی علمی و عملی گرفته تا عرفان حقیقی و ارتباط و وصل به حقیقت و رسیدن به مقام عالی معنوی در جوانی میسر است. مرحوم استاد شیخ محمدتقی جعفری تبریزی از استاد خود شیخ مرتضی طالقانی نقل می‌کند: که به اصفهان رفتم، مدرسه‌ای که ایشان تدریس می‌کرد درس تمام‌شده در حجره در حال استراحت بودند، اجازه گرفتم وارد شدم سلام کردم و تقاضای موعظه کردم، فرمودند:

تا رسد دستت به خود شو کارگر

چون فتی از کارخواهی زد به سر

می‌گوید: بعدازاین وعظ هر وقت از مطالعه خسته می‌شدم جارو به دست می‌گرفتم و مشغول نظافت می‌شدم تا معطل و بیکار نمانم

نازپرورده تنعم نبرد راه بدوست

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

اگر بخواهیم به‌مراتب عالیه در معنویت و مقامات علمی بالا برسیم، باید ارتباطمان را باخدا صمیمی کنیم. جوان باید خود را عادت بدهد که حداقل نمازش را در اول وقت اقامه کند از خواندن قرآن هرروز غفلت نکند، مخصوصاً مواقعی قبل از اذان صبح، نماز شب را اقامه کند و روحیه معنوی خود را تقویت کند؛ زیرا که جوانی منزل قوّت و نیرومندی ایّام زندگی است که از هر دو طرف محفوف به ضعف و ناتوانی است از طرفی ضعف ایّام کودکی از طرفی دیگر ناتوانی دوران پیری.

در ذات انسان تمایل به معرفت الهی و علاقه به ماوراء طبیعت وجود دارد که همان تمایل به مذهب است.

گویی خداوند حکیم به‌صورت پیشگیری قبل از طغیان طوفان غرایز و طغیان شهوت وسیله مهار کردنشان را آماده نموده است فلذا باید اساس مذهبشان به راه صحیح هدایت شود و موجبات پرورش جوان را فراهم آورد از عوامل موثّر در تحکیم دوستی و محبت پروردگار عبادات واجب و مستحبی که در اسلام تشریع شده و دعا و نیایش در پیشگاه الهی است.

نماز از عبادات بزرگ اسلامی و وسیله قرب معنوی به پروردگار عالم است، نماز عامل ارتباط مستقیم خلق و خالق است. نمازگزار روزی چند مرتبه به پیشگاه خدا می‌رود و مراتب عبودیت و فرمان‌برداری و بندگی و اخلاص و دوستی خود را با محبوب خویش تشدید می‌کند با وی با صدق دل سخن می‌گوید و رحمت و عنایتش را به خود جلب می‌کند و از خداوند یاری و استعانت می‌جوید و عزم و اراده خود را که ضعیف است با اراده توانای الهی تقویت می‌کند بدینوسیله بر تمایلات نفسانی حاکم می‌شود و دامن خود را از پلیدی‌های گناه مصون نگه دارد

إنَّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر

نماز آدمی را از کارهای زشت و گناه بازمی‌دارد

در ثلث آخر شب نمازگزار با محبت الهی بستر نرم خواب را ترک می‌کند و برای اقامه نماز شب و شفع و وتر به پیشگاه خدا می‌رود و با معشوق خود خلوت می‌کند و با وی راز و نیاز می‌کند و اشک محبت می‌ریزد، جوانی که در جوانی با این عمل روحانی و هیجان درونی این نیایش و مناجات نیمه‌شب را ادا می‌کند خداوند هم به او نورانیت و صفا می‌بخشد و ایمانش را محکم‌تر و محبتش را نورانی می‌کند

مرحوم حاج میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب اسرار الصلوه می‌نویسد:

خود خداوند می آید او را وادار به راز و نیاز می‌کند، اینجا دیگر معشوق دنبال عاشق می‌گردد « صید پی صیاد دویدن مزه دارد »

در حدیث آمده که شما چهل روز مواظبت کنید از معاصی پرهیز کنید دنبال ما باشید ما بعداً خودمان مواظب شما خواهیم بود نمی‌گذاریم به خطا بروید، إن الذین آمنوا و عملوا الصالحات سَیَجعل لَهُم الرحمن وداً؛ خداوند در دل‌ها حکومت می‌کند، مَن اصلح بینه و بین الله اصلح الله دنیاه و آخرته، خداوند هم در دنیا و در آخرت او را اصلاح می‌کند

 

نماز واقعی نه‌تنها والاترین عامل تدافعی جوان و نوجوان در مقابل هجوم خرافات اخلاقی تلقی می‌شود بلکه عاملی تهاجمی علیه خرافات نیز محسوب می‌گردد، جوان و نوجوان عاشق خدا و معنویت‌گرا نه‌تنها در مقابل حمله خرافات عقب نمی‌نشیند بلکه بر آن یورش می‌برد و آن را از دامن اجتماع می‌زداید. بهترین موقعیت برای یقین و مشخص کردن هویت خود در نوجوانی است که مربیان و دانشمندان و علمای اخلاق در این موقع است که در جستجوی هویت خویش بوده‌اند. تقویت هویت اسلامی و الهی شامل سه ضلع است: ضلع اول وراثت، ضلع دوم تربیت، ضلع سوم محیط است باید عوامل سه‌گانه را موردبررسی قرارداد و نتیجه‌گیری کرد چون افکار هر شخصیتی از همین عوامل سه‌گانه سرچشمه می‌گیرد.

وراثت: این قانون را تمامی دانشمندان بزرگ قبول دارند پدر و مادر بداخلاق در اولاد اثر می‌گذارند، پدر و مادر معتاد مؤثر می‌شوند در اولاد.

روزی شخصی به پیامبر عظیم شأن ما عرضه داشت آیا من با یک زن نادان و سبک‌عقل ازدواج بکنم، فرمودند: نه چون همان نادانی از مادر به فرزند اثر می‌گذارد

تربیت: که دوران تحصیل که در پرورش روحیات و هویت بخشی بر او مؤثر است بسیار اثربخش است

محیط: که تأثیر بسزایی دارد که می‌تواند به‌کل جوان را تغییر دهد

درصورتی‌که هر سه مرحله پاک و پاکیزه باشد. به احتمال نود درصد که این جوانان که گرایش مذهبی و دینی دارند متدین و بااخلاق و بااراده، قوی و سالم به بار می‌آیند.

پیامبر اکرم می‌فرمود: اوصیکم بالشبان خیراً فإنهم أرق أفئدة (سفینة البحار جلد 2 ص 176)

شمارا سفارش می‌کنیم که با جوانان به نیکی رفتار کنید چراکه آن‌ها نازک‌دل‌اند.

پیامبر فرمودند: اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ شَبَابَک قَبْلَ هَرَمِک (که مورد بحث ما است) جوانی را قبل از پیری وَ صِحَّتَک قَبْلَ سُقْمِک وَ غِنَاک قَبْلَ فَقْرِک وَ فَرَاغَک قَبْلَ شُغُلِک وَ حَیاتَک قَبْلَ مَوْتِک (شکوة النوار طبرسی ص 398)

باز فرمودند: إن لله ملک ینزل فی کل لیلة ینادی یاأبناء العشرین جدوا واجتهدوا (مستدرک الوسائل نوری جلد 12 ص 157) پروردگار فرشته ای دارد که هر شب نازل می‌شود، بانگ می زند: ای بیست‌ساله‌ها تلاش و جدیت کنید

باز فرمود: إن لربکم فی أیام دهرکم نفحات، فتعرضوا لها، در ایام زندگیتان نسیم‌های رحمتی می‌وزد مراقب باشید خود را در معرض آن قرار دهید (بحارالانوار)

یا معشر الفتیان حصّنوا اعراضکم بالادب و دینکم بالعلم

ای گروه جوانان آبرویتان را با ادب و دین خود را بادانش حفظ کنید

فرمود: إن الله یحب الشاب الذی یفنی شبابه فی طاعة الله

خداوند جوانی را که جوانی‌اش را در اطاعت خداوند صرف کند دوست می‌دارد

مَن اَحسن عبادة الله فی شبیبة لقاه الله الحکمة عند شیبة

هر که در دوران جوانی نیکو پرستش کند خدا را، خدا در پیری حکمت را به وی القا می‌کند

جوانی نبی اکرم ما توأم بود با بزرگواری و عفت نفس و کرم و الفت و پیمان با جوان‌های مکه در مقابل تعدّیات قبائل سرکش ازجمله پیمان «حلف الفضول» همیشه حضرت از آن به نیکی یاد می‌کرد و می‌فرمود الآن هم به آن وفادارم که دفاع از محرومان و ستمدیدگان و مبارزه با ستمگری بوده می‌فرمود:

حاضر نیستم این پیمان را با شتران سرخ‌مو عوض کنم (طبقات الکبری جلد 1)

جوانان با الهام از فطرت پاک خود، گرد پیامبر جمع می‌شدند حضور جوان گرد پیامبر، در کلام حضرت محمد (ص) به این گونه وصف شده است

إن الله بعثنی بشیراً و نذیراً فَخالفنی الشبّان وَ خالَفنی الشیوخ (کتاب جوان فلسفی)

ازجمله جوانان مصعب ابن عمر بود از خانواده‌ای اعیان و ثروتمند مکه بود با ناز و نعمت بزرگ‌شده و جوانی بود بسیار زیبا و شیک‌پوش و از بهترین عطرها استفاده می‌کرد حتّی مدتی هم پدر و مادرش او را در خانه حبس کردند در سال پنجم بعثت در ماه رجب از زندان گریخت و به حبشه هجرت کرد در سال دوازدهم بعثت با هفت نفر از اهل مدینه که به‌عنوان نماینده خاص پیامبر در مدینه بودند، به مردم قرآن بیاموزد. حضور مبلغ جوان در مدینه بسیار مثبت بود و در نمازهای مسلمین در مدینه امامت می‌کرد و او نخستین نماز جمعه را در مدینه اقامه نمود و به دست او بزرگانی به اسلام گرویدند ازجمله سعد بن معاذ و بزرگانی از طوایف اوس و خزرج و ...

در جنگ اُحد وی به شهادت رسید.

از دیگر جوان‌های مشهور، صحابه پیامبر، عبدالله بن مسعود و جوان بیست‌ساله جابر ابن عبدالله انصاری، سعد بن مالک، معاذ بن جبل و غیر هم بودند

در خاتمه امیدوارم جوان‌های ما با الهام گرفتن از جوانان صدر اسلام همیشه باکمال شجاعت و همت عالی عمل به واجبات نموده و مستحبات هم به مقدار متعارف اقامه نموده و از گناه و محارم جداً اجتناب نموده درراه تعالی خود و جامعه اسلامی ایرانی فداکاری نموده که نمونه‌اش در جنگ هشت‌ساله جوانان شجاع ایرانی چگونه پایداری کردند و دشمن متجاوز را شکست دادند و در دنیای اسلام حماسه بزرگ آفریدند.

جزا هم الله خیراً والسلام

فتاح راثی هاشمی

21/3/1395

 

 

مقالات دیگر...

صفحه3 از7

JoomShaper