غصب فدک

به مناسبت شهادت جانگداز بانوی بی نشان

مطلب زیر به مناسبت شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) توسط امام محترم جماعت مسجد جامع شهرک غرب برای اطلاع نمازگزاران محترم و عموم ارادتمندان خاندان اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) نوشته شده است تا خوانندگان عزیز با یکی از موضوعات مهم تاریخ اسلام آشنا شده و علت اندوه شیعیان را نسبت به یکی از مصائب اهل بیت با مستندات تاریخی آن بدانند:

بسم الله الرحمن الرحیم

« مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ » (الحشر؛آیه 7)

آنچه را خداوند از اهل این آبادی­ها به رسولش باز گرداند از آن خدا و رسول او و خویشاوندان او و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است تا این اموال دست به دست میان ثروتمندان شما نگردد.

باغ­ها و زمینهای کشاورزی و خانه ها و قسمتی از اموال یهودیان در مدینه باقی مانده بود، آیات فوق زمانی نازل شد که برای این غنائم، جنگی نشده و مسلمین زحمتی نکشیده­اند، تماماً متعلق است به رسول الله (ص) و او هرگونه صلاح دید عمل می­کند. «اَفائه» به معنای «ارجاع» است. بنابراین پیامبر به صلاح­دید خود در بین مهاجرین و انصار تقسیم می­کرده است «لذی القربی» در آیه به معنای دودمان پیامبر است و از اهل بیت منقول است که مراد از یتامی و مساکین ذی القربی است نه همه و کلمه «فیئ» (غنائمی است که بدون جنگ به دست آمده باشد).

ذکر مصادیق  ششگانه برای بیان اولویت­هایی است که پیامبر در اموالی که در اختیار دارد، باید رعایت کند. به تعبیر دیگر حکم اقتصادی اسلام، در این موارد، این است که پیامبر اکرم(ص) غنائم به دست آمده از جنگ را  نه تنهابرای خود نمی­خواهد، بلکه به عنوان رهبر و رئیس حکومت اسلامی در هر موردی که لازم بداند، مصرف می­کند.

و اما فدک یکی از دهکده­های آباد اطراف مدینه در 140 کیلومتری نزدیک خبیر بود. 

هنگامی که قلعه های خبیر در برابر رزمندگان اسلام سقوط کرد، یهودیان با پیامبر (ص) حاضر به صلح شدند و نیمی از زمین و باغهای خود را به آن حضرت واگذار کرده و نیم دیگر را برای خود نگه داشتند و در عین حال سهم کشاورزی پیامبر را نیز بر عهده گرفته و مقابل زحمتشان از حضرت اجرت گرفتند. با توجه به آیه7سوره­ی حشر و احکام این زمین­ها، فدک مخصوص پیامبر بود و می توانست در مورد خودش یا مصارف دیگری که در این آیه نقل شده استفاده کند لذا حضرت فدک را به دخترش حضرت زهرا(سلام الله ) بخشید و این موضوع را بسیاری از مورخین و مفسرین  شیعه و اهل سنت بیان کردند. در تفسیر «درُّ المنثور»: از ابن عباس نقل   شده هنگامی که آیه 38 سوره روم (ذوی القربی) نازل شد. پیامبر فدک را به دخترش فاطمه(س) بخشید.  «اَقطَع َرَسولُ الله فاطِمَةِ فَدکاً» در کنز العمال و حاشیه «مسند احمد» در ماده «صله رحم» از ابی سعید الخدری نقل می­کند هنگامی که آیه « و آت ذا القربی حقه» ) اسراء، 26 ( نازل شد پیامبر فاطمه را خواست فرمود: « یا فاطمه لک فدک» فدک از آن تو است.

حاکم نیشابوری در کتاب تاریخ خود به این موضوع اشاره کرده و همچنین ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه داستان فدک را به تفصیل بیان کرده است در موارد متعددی از کتب اهل سنت آمده: وقتی آیه « و آت ذا القربی حقه » نازل شد پیامبر حضرت زهرا را خواست و به او فرمود: « انَّ فدکاً لَکِ وَ لِأعقابک مِن بَعدِک جَزاءً عَمّا کانَ لِامِّکِ خَدیجَةَ مِنَ الحق وَ هذا فَدَکٌ نِحلَةٌ لَکِ بِذلک» این فدک برای تو است و به اولاد تو بعد از تو، به عوض آنکه مادرت خدیجه حقی بر گردن من دارد، این فدک بخششی است برای تو به خاطرحقی که مادرت بر من دارد (حضرت خدیجه(س) اموال خود را برای تبلیغ اسلام در اختیار پیامبر قرار دادند)

پس از غصب فدک بود که حضرت زهرا (سلام الله علیها) خطبه غرّی و بی­نظیری در مسجد رسول خدا ایراد فرمود که محتوی آن بیانگر فصاحت و بلاغت آن حضرت است.

بخاری در صحیح خود نقل می کند فاطمه (علیها السلام) بر ابوبکر غضب نمود و با او سخن نگفت تا وفات کرد. شش ماه بعد از پیامبر(ص) زندگی کرد و شبانه ایشان را به خاک سپردند. «دُفِنَت لَیلاً».

مخفی نماند که فاطمه می­دانست که مدت قلیلی بعد از پیامبر زنده خواهد ماند چنین کسی برای روزی­اش غصه نمی خورد و از گرسنگی بچه هایش رنج نمی­برد کسی که در قرآن درباره او آمده است: « إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا»

( انسان آیه 9) از بچه ها می برّد و از خودش قطع می کند به یتیم و مسکین و اسیر می­دهد پس دنبال مال دنیا نمی­رود پس ایشان در واقع دنبال فدک نبود درد و رنج فاطمه این بود که اگر امروز حق دختر خاتم الانبیاء از بین برود، فردا با حق امت چه خواهد شد؟ که اگر امروز کسی به جای پیامبر بنشیند که درک درستی از مسئله ارث نداشته باشد، پس از آن افراد دیگری چون  عمر بن خطاب که به نقل صحیح بخاری و صحیح مسلم، مسئله تیمم را بلد نیست به جای خاتم الانبیاء و المرسلین می­نشیند. اگر اینان نشستند، فردا ولید بن عبدالملک خواهد نشست، بعد هارون و مأمون خواهند نشست در نتیجه «بعثت تمام انبیاء باطل خواهد شد».

ابن ابی الحدید معتزلی نکته­ای را با ظرافت خود چنین می­نویسد: از علی بن فاروقی مدرس مدرسه غربی بغداد پرسیدند: فاطمه راست می­گفت؟ گفت: آری؛ گفتم: اگر راست می گفت چرا فدک را به او بر نگرداندند؟ وی با لبخندی پاسخ داد: اگر آن روز فدک را به او می دادند فردا خلافت شوهر خود را ادّعا می­کرد و در این صورت قبول کرده بودند دختر پیامبر هر چه می­گوید راست است (شرح نهج البلاغه، جلد16، صفحه 284) چون فاطمه (سلام الله علیها) دانست که خلیفه از رأی و اجتهاد خود نمی­گذرد مصمم شد شکایت خود را در مجمع عمومی مسلمانان مطرح کند، کار به جای بدی کشید، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مصدوم شد، سقط جنین کرد و این جنایتی بود که نظیر آن دیده نشده بود. بالاخره شبانه دفن شد و محل دفنش باید از خاص و عام مخفی بماند.  علاوه بر آنچه گفته شد، تأکید در این نکته حائز اهمیت است که در تمام عالم یک خاتم النبیین وجود دارد پس چرا اثری از قبر دختر او پیدا نیست؟ و چرا امیر المؤمنین به درخواست خود فاطمه شبانه و مخفیانه دختر رسول خدا را به خاک سپرد؟

 

                         وَ اِلَی الله اشتَکی وَ السَّلام

                         سید فتاح هاشمی تبریزی

امام موسی کاظم(ع): سه چیز تباهی می آورد : پیمان شکنی، رها کردن سنت و جدا شدن از جماعت

فرمایشات حضرت آیت الله هاشمی تبریزی حفظه الله تعالی، پیرامون امام موسی کاظم (ع)

امام موسی بن جعفر (ع) اسوه مقاومت در مقابل استکبار بودند. ائمه ما همگی در زمان های خود مبارزه با ظلم و ظالم داشتنتد چونکه سازش باظلم در هیج زمانی و در هیچ مکانی و به هیچ شکلی جایز نیست اما شکل مبارزه ممکن است تفاوت داشته باشد علنی باشد یا مخفیانه، آشکار باشد یا در زیر پرده و استتار، مراد از تقیه این نیست که دست از مبارزه بکشد و راحت بنشیند و استراحت کند حاشا و کلا.

 

قافله عشق در سفر تاریخ

فرمایشات حضرت آیت الله هاشمی تبریزی حفظه الله تعالی، پیرامون محرم الحرام

از عاشورای سال 16 هجری تا به امروز 6936 ، سالها می گذرد و بیش از یک هزاره از تلألو و جلوه عاشورا نه تنها نکاسته است برعکس هر ماه و سالی که میگذرد،عاشورا قلمرو گسترده تر و عمقی بیشتر پیدا میکند انگار آفتاب آینهدار عاشوراست. طلیعه اش صبح، تابشتندش در نیمروز و نیز غروب خونی اش یادآور عاشور است.

مقالات دیگر...

صفحه6 از7

JoomShaper